مسايل كاسيوس استاد طب (سوم ـ 1) را نيز ترجمه كرد. نسخهاي از ترجمهٴ اولي، كه در سدهٴ چهاردهم كتابت شده، در كتابخانهٴ اسكوريال باقي است، ولي ترجمهٴ دومي گم شده است.
پيداست كه پييترو معلومات وسيع خارقالعادهاي از ادبيات يوناني داشت ـ بهويژه از كتابهاي مربوط به سوٴالات فلسفي، كه در غرب كمتر ميشناختند ـ و اين معلومات احتمالاً در مدت اقامتش در شرق كسب شده، يا علاقهاش بدان افزايش يافته بود. انسان مايل است درباب مشاهدات و فعاليتهاي پييترو در قسطنطنيه بيشتر بداند، زيرا اين فعاليتها معرف نقطهٴ عطفي در تاريخ انسانگرايي علمي است.
او ترجمهٴ مقالهٴ چهاردهم، رسالة الي أغلوقُن (گُلوكُن) فيالعلاج1 جالينوس را كه بورگونديوي پيزايي (دوازدهم ـ 2)، ناتمام گذاشته بود، به اتمام رساند (بولونيا حدود 1305). اين رساله بخشي از
ستة عشر جالينوس بود (شمارهٴ 6 سرگذشت خودنوشتهٴ حنين؛
ايسيس 8،691؛13،87).
به عقيدهٴ اشتاينشنيدر (ص 666، 1893)، او كتاب پيشبيني مدت بستري شدن بيمار را ترجمه كرد (متأسفانه اين كتاب مجعول بقراطي درباب احكام نجوم در پزشكي بود).2 متن مجعولي كه قبلاً ويلهلم موربكي و شخصي به نام گوليدئولوس مورديكوس (؟) آن را ترجمه كرده بودند.
ترجمههاي ديگري از آثار جالينوس بدو منسوب است: حيلةالبرء (چارهٴ بهبود)،
فيالفِرَق، كتاب منافعالاٴعضاء، درباب وبا.3
1. حنين بن اسحاق عِبادي، برجستهترين مترجم آثار يوناني به عربي و سرياني در سدهٴ سوم هجري اين رساله را براي سلمويه بن بنان به سرياني و براي محمد بن موسي (از بنوموسي) به عربي ترجمه كرد. ـ و.
2. درمورد كتاب علم احكام نجوم بقراط، نك:
(H. Diels: Die Handschriften der antiken Arzte (Abhandlungen Preussischen Akad,
1, 50, 1905.
اين كتاب كه داراي عنوانهاي مختلفي است، يك بار تحت عنوان علايم قمر (كتابخانهٴ پادوا) ذكر شده است. اگر اين همان باشد، براي تمام اطلاعات مربوط به آن و چاپهايش نك (Thorndike
(2, 924, 1923؛ مقالهٴ (Norpoth (Kyklos 3, 305, 1930 ، كه برخي اطلاعات ثورندايك را تصحيح كرده است.
در نوشتههاي ثورندايك و (Kibre (1937 ، در مورد علم احكام نجوم بقراط ((اطلاعات تازهاي به دست نياوردم. ولي يك رسالهٴ منحول بقراطي در چاپ آرتيچلا در سال 1515 وجود دارد، تحت عنوان (شناخت علايم ثانوي ماه)
Prognostica secundum lunam ؛ قياس كنيد با (Choulant (p. 309, 1841 .
شولان خود به كتاب منحول بقراطي اشارهاي دارد (ص217) كه پيتروي آبانويي ترجمه كرده است. در حال حاضر نميدانم آن كدام يك از اين رسالهها بوده است. اين اطلاعات را لودويگ اِدِلشتاين از بالتيمور لطف كرده است (نامهٴ مورخ 21 مارس 1939).
3 .عنوان ترجمهٴ عربي اين رساله كه بهكوشش عيسي بن يحيي، از دستياران حنين بن اسحاق، از روي تلخيص سرياني حنين انجام گرفت، فيالمّرةالسوداء
است. ـ و.